
حال خوبی نیست می دانی حال من زمانی که بغض با کمی مزه ی ترس تمام وجودت را بگیرت و دستانت با عرق ولرزش بنویسد وزبانت با اندکی مکث بگویند می ترسم که نباشی . بیا اگر این پرنده نیز بخواهد از قفس آزاد شود بگذار در این زندان قبل آزادیم چند صباحی طمع بودنت را بچشد که این پرسش مدام برایم تکرار ...
ادامه مطلب
تقریبا با هرکسی می شود دوستی کرد فقط میزان دوستی و نزدیک شدن به افراد مهم است حیف که نمی دانیم با هرکسی چقدر صمیمی شویم و دوست تر اما در آخر این دوری و دوستی خیلی چیز خوبیه...
ادامه مطلب
دوست دارم کهالانبمیرم وقتی هنوز هیچ چیزی بین من وتو نیست اینگونه شاید ببینم بر مزارم گریه می کنی یا....... اصلا شاید از من متنفر باشی و همه این ها رویای من است...
ادامه مطلب
هه قبلا رو وبلاگام تعصب داشتم که وبلاگ اژدهاس اما حالا شاید باید اسمشو عوض کنم به نظرتون چی بزارم حالا بگین تهش که عوض نمی کنم هنوز تعصب دارم...
ادامه مطلب