فقط شبها به جانم می افتد وتنهایی امانم را میبرد
خواستارم تا بلند شوم لباس هایم را بپوشم
به میانه شهر روم و فریاد بکشم
و اه که اینهاشاید همه برای من است
منی که باید بهترشوم پاکتر
هه
چه بگویم از این درد ناپاکایم
اژدها...ما را در سایت اژدها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 117