هه بگذریم
تو می دونم حالت بهتر از من نیس
دیگه
می گذره
می گذره و روسیاهیش به ذغال می مونه
وقتی شب می شه
یاد هه یسری خاطرات می افتم
اون خاطراتم شب بودن
دیگه این شبا بعضی وقتا از طاقت ادم خارجه
و آدم به قول فاضل باید برگردد به آخرین سلاحش
و (سلاح او گریه است...)
من فقط یجورایی فکر یه چیزم
می دونم این روزا می گذره
روزای آرامش ماهم میاد
فقط موندم اون موقع چی بهت بگم
که این مدت چجوری گذشت
یه خواهش دارم الان
چون می دونم زبونم بند میاد
خودت تو چشام نگاه کن
همه حرفامو بخون باشه
باشه
منم این کارو برات می کنم
چقدر ناتوان شدم بعد تو از سرایدن و گفتن
گویی به قول شاعر ها من روحانیم رفتس

ما را در سایت اژدها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 106