
یه حسیهچند روزه دارمحس اینکه قبل هرچیزی که میاد تو فکرماین کلمه گور باباش رو اضافه کنمولی خب پسر باادبیم خیلی پس این مطلبمو سانسور شده فرض کنینراستیالان که همه جا فیلتر من تنها رسانه موجودمپس بریدحال کنین که چقدر نویسنده خوبی براتون مینویسه بخوانید...
ادامه مطلب
| الا ای طوطی گویای اسرارمبادا خالیت شکر ز منقارسرت سبز و دلت خوش باد جاویدکه خوش نقشی نمودی از خط یارسخن سربسته گفتی با حریفانخدا را زین معما پرده برداربه روی ما زن از ساغر گلابیکه خواب آلودهایم ای بخت بیدارچه ره بود این که زد در پرده مطربکه میرقصند با هم مست و هشیاراز آن افیون که ساقی در می ا...
ادامه مطلب
کارمند بودxa0خانومی بود روبه روی میز من معلوم بود هر روز صبح که از خواب پا می شهxa0میاد اداره xa0کمش نیم ساعت قبل اومدن روبه رو آینه به خودش ور می ره هه برام جالب بود تو کارم دقیقا هر بیست دقه یه بار خودشو تو آینه جیبش می دید که خوبه یا نه راستی برا چی انقدر به خودش می رسید می خواست کی ببیندش به نظرم xa0شا...
ادامه مطلب
زندگی سراسر فراز و نشیب است و کسی می تواند این فراز و بلندی هارا بگذراند که ........ که شوق رسیدن به قله را به آن ها ترجیح دهد فقط شاید یک عاشق است که این موانع را نادیده می گیرد ما هم اگر عاشقیم باید xa0 مانند صخره نوردان از بالا رفتن لذت ببریم و نه تنها به قله بلکه از موانعی که از آن می گذر...
ادامه مطلب
برای بودنمxa0می روم xa0 اما چرا بین این همه چیز فقط تو را جا می گذارمxa0 شاید دارم به هر دری می زنم اما تو نمی آیی آخرش همه اش تقصیر من است گناه من استxa0...
ادامه مطلب