
به دریا میزنم ، شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نمیاد مشکلم را ، مشکلی دیگر...
ادامه مطلب
می روم و به رفتنم ادامه می دهم گرچه درد دارد رفتنم از درد های بدن که بگذریم چقدر سخت است وقتی با درد دلی می روی گویی دنیا برایت جای دیگر است ومتوجه رفتنم نمی شوم چون او مرا می برد و مشخص می کند که کجا باشم هی روزی میرسد که عوض اینکه زمان مشخص کن من کجا باشم من مشخص می کنم که زمان............ . . . و چه زود می گذرد ایام عمر...
ادامه مطلب
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم مشتاق تر شدم ...
ادامه مطلب