
و حال گویی برای تو ازعشق آن جوهره جاری در طبیعت اورده اندو تو بنگر به این گل وحشیکه نه کس نامش را میداندنه اصالتش رابه دور از رنگ ها و جلوه های زندگی ما تنها و تنها با عشق زندگی می کندو نویسندگی بیان عاشقانه های نیلوفر استو دلتنگی های این برگ زرد پاییزی و آوازهای سحرگاهی پرندگان به مناسب عید هر روزه شانآری وتو از قصه خواستن و دوست داشتن می پرسیو تو خود بیا ببین چگونه سرمای شب عاشقانه انتظارآفتاب صبح گاهی را می کشد و او را طلب می کندو تو ای انسان بیا و عاشق شوکه جز این در سلسله موجودات عالم ننها...
ادامه مطلب
مرگ چیست؟ فاصله ی این لحظه و لحظه ی بعد که فکر می کنیم زنده ایم ... اما نه عشق چیست؟ فاصله ی این لحظه و لحظه بعد که فکر می کنیم می میریم ... اما نه . . . عجیب است این بازیچه دنیا برای عشق می میریم اما از مرگ می هراسیم هه خوب درواقع از مرگ بی عشق می هراسیم خب اینجاست که مرز شهادت و مرگ تعریف می شود د...
ادامه مطلب
نمی دونم اما انگار دارم حالمxa0 دو سال پیشمو پیدا می کنم دوباره طبع شعریم گل کرده دوباره دارم عذاب می کشم...
ادامه مطلب