
و حال گویی برای تو ازعشق آن جوهره جاری در طبیعت اورده اندو تو بنگر به این گل وحشیکه نه کس نامش را میداندنه اصالتش رابه دور از رنگ ها و جلوه های زندگی ما تنها و تنها با عشق زندگی می کندو نویسندگی بیان عاشقانه های نیلوفر استو دلتنگی های این برگ زرد پاییزی و آوازهای سحرگاهی پرندگان به مناسب عید هر روزه شانآری وتو از قصه خواستن و دوست داشتن می پرسیو تو خود بیا ببین چگونه سرمای شب عاشقانه انتظارآفتاب صبح گاهی را می کشد و او را طلب می کندو تو ای انسان بیا و عاشق شوکه جز این در سلسله موجودات عالم ننها...
ادامه مطلب
| زندگی آی زیبایی محض در شکار غروبی بی بازگشتآی تولد زیبای موجودات در نابودی بی دریغ شان و بی دریغمانو آریآریآریبا من بخواناگر نمیدمتتتنمیخواندمتنمیشنیدمتنمیشناختمتبراستی آنگه چه بی دریغ حیف میشدموهستی هستیهستیدر ابدیت آن لحظه هایی کهگمشان کرده ایم بخوانید...
ادامه مطلب
تقریبا هممون دم از این می زنیم کهxa0بدبختیم که عاشقیم که نتونستیم که شایدم نمی تونیم شایدxa0 ته اش شایدم یکم ته ترّش هممون نیاز به تغییر بزرگی داریم که احتمالا نباید کسی جز خودمون بفهمه انگاری هممون تا تغییرxa0نکنیم بدبخت تمومیمxa0 تموم...
ادامه مطلب